وبلاگ شخصی سید حمید صدیقیان

مدیر وبلاگ : سید حمید صدیقیان

بازی بی قاعده!

پنجشنبه 4 خرداد 1391  ساعت: 09:30 ق.ظ

پیش از همه چیز بسیار خوشحالم كه حسین مقدم عزیز برای بار چهارم توانست با تلاش ستودنی خود و بدون نیاز به اكسیژن مصنوعی پرچم خانه مشتركمان را برفراز یكی دیگر از هشت هزارمتری های هیمالیا (قله ماكالو) به اهتزاز دربیاورد و سالم به پایین برگردد. كه این افتخاری ست برای كوهنوردی ایران و استانمان زنجان.

اما هدف این نوشته تنها ابراز خوشحالی و یا بررسی خود صعود نیست؛ بلكه پرداخت به حاشیه هایی است كه به طور معمول در چنین مواقعی رخ می نماید و به طور مشخص قصد نویسنده این ست كه از زاویه دید شخصی دو نوشته چاپ شده در روزنامه مردم نو را مورد بررسی قرار دهد.

نوشته اول كه توسط خبرنگار روزنامه و از قول آقای مهرداد سلطانی تهیه شده بود در اصل حاوی گلایه هایی بود مبنی بر عدم حمایت كافی مسئولین و دست اندركاران از تلاش های آقای مقدم و به در بسته خوردن ایشان پیش از اعزام. تا جاییكه برای تامین هزینه ارز اختصاصی مجبور به گرو گذاشتن طلاهای والده محترمشان شده و دونده گی های فوق طاقت، چنان ایشان را تحت فشار قرار داه و دلسرد كرده بوده كه ابراز نموده اند شاید این آخرین صعودشان باشد.

نوشته دوم نقد طنزگونه ای بود فرسی-تركی كه توسط آقای جلیل مسچی نوشته شده بود و چون بخش تركی آن دیالوگ طنزآمیزی مابین مادرو  پسر بود. احساسات دوستان و آشنایان آقای مقدم را جریحه دار كرده و با توهین تلقی كردن آن درصدد برآمده اند تا ادعا نامه ای بر علیه ایشان تنظیم كرده و برای اینكار امضا جمع كنند.

در اینجا دو مسئله بایستی از هم تفكیك شوند. یكی به رسمیت شناختن نقد، بالا بردن تحمل و ظرفیت و گوش كردن حتی به حرف مخالف و در صورت لزوم پاسخگویی منطقی و دیگری رعایت انصاف و رعایت قواعد هر بازی بدون استفاده از هر وسیله برای رسیدن به هدف.

در مورد نوشته اول اینجانب شناختی كه از آقای سلطانی دارم و از علاقه ایشان به حسین باخبرم و باز می دانم كه پیش از رفتن حسین برای جلب حمایت از ایشان تلاش زیادی كرد و اگر چیزی ابراز كرده یا خود دیده همچون گروگذاری طلاها كه خود واسطه این كار بوده و یا از صحبتهای حسین برداشت كرده مانند حمایت شهرداری تبریز از آقای قیچی ساز و در مقایسه شاید چشم داشت ایشان این بوده كه در زنجان نیز چنین حمایت هایی از فرد مستعدی چون حسین بعمل آید. پس بر آقای سلطانی ایرادی وارد نیست. او صادقانه از دوست خود هواداری و حمایت كرده است ولی چون شناخت كافی از حاشیه ها و زمین بازی نداشته شاید فكر نمی كرده كه ممكن است این نوشته به ضرر حسین تمام شود و یا ممكن است ارگانها یا اشخاصی كه در صعودهای مختلف از این قهرمان حمایت كرده اند مكدر شوند و یا خدای نكرده آن را حمل بر ناسپاسی و بی انصافی نمایند.

الته اینجانب با یقین به اینكه غرور منفی یا ناسپاسی می تواند قهرمان بزرگی را در چشم دیگران كوچك نماید و به اعتبار او لطمه زند و باز به تجربه دریافته ام كه هركس این كلام بزرگ را كه :«شكر نعمت نعمتت افزون كند، كفر نعمت از كفت بیرون كند» در زندگیش به كار ببندد هرگز پشیمان نخواهد شد. با اطمینان می گویم كه نه قصد حسین و نه قصد آقای سلطانی نادیده گرفتن حمایت ها و پشتیبانی های بزرگوارانی همچون آقایان رحمانی، علی گو، افشاریان، ادیبی و دهها علاقمند به صعودهای ایشان نبوده است و گاه خود شاهد بوده ام كه حسین حتی سپاسگذار یك استقبال و یا یك پیامك نیز بوده است و شاید قصد اصلی آقای سلطانی نیز تاكید بر توانایی های آقای مقدم و جلب حمایت های بیشتر برای این قهرمان خوب استانمان بوده است.

به عنوان مثال آقای سلطانی یكبار هم به اینجانب اظهار كرد كه فلانی حسین پیش از رفتن خیلی دلسرد شده بود و ابراز می كرد كه شاید این آخرین صعودش باشد. البته من قهقهه ای زدم و گفتم: «سلطانی عزیز اگر در هر موردی خواستی حرف ما كوهنوردان را باور كنی، خوددانی! ولی تنها در یك مورد به اظهارات ما شك كن و آنهم زمانی است كه تحت فشارها و گیر افتادن در مخمصه های كوهستان خط و نشان می كشیم و می گوییم این آخربن بار است و ما از كوهنوردی توبه می كنیم» و اضافه كردم كه منتظر باش تا این حضرت دوباره از "ماكالو" برگردد. اگر دُز اعتیادش را چند برابر نكرد! آنگاه اسم مرا برعكس بخوان!

جالب اینجاست كه حسین در شرایطی توان فرسا چیزی گفته و سلطانی باور كرده و مسچی جدی گرفته و آن را مایه طنز ساخته است. با این فرض كه شاید حسین همچون بچه ننرها از نعمت هایی كه بیش از استحقاقش بوده و هست، قهر می كند در حالیكه مسئله كاملا فرق می كند. به یقین كسی كه یكسال تمام برای هر صعودش برنامه ریزی می كند و وقت می گذارد و از شركت در تست های سنگین برون مرزی گرفته تا جمع و جور كردن بودجه، امكانات، قراردادها و ... (كه بمراتب سخت از خود صعود است) و نیز با قبول هرگونه مسئولیتی به تنهایی دهها كیلو بار را جابجا كرده و فرسنگ ها دور از خانه و كاشانه با سرما، یخ، سنگ، طوفان و مشكلات ارتفاع وارد چالشی سهمگین می شود و سرافراز باز می گردد به راستی نمی تواند یك بچه ننر باشد. و صد البته این را نباید به عنوان هندوانه ای زیر بغل كسی دادن تلقی كرد چون حسین و بسیاری از هیمالیانوردان نیك می دانند كه در هرگام راهی كه انتخاب كرده اند خطری كمین كرده است و كوههای بلند به سلاح های مرگباری مجهزند كه یك اشتباه كوچك ممكن است آخرین اشتباه باشد.

البته نوشته آقای مسچی گزاره های دیگری نیز دارد؛ نقد ایشان بر پولی شدن صرف ورزش و یا پولكی شدن قهرمانان می بایستی مورد تامل قرار گیرد كه ایشان نگران اینست كه پول جای هرگونه انگیزه را بگیرد و ورزش صرفا به یك كار تجاری و درامد زا تبدیل شود و در این راستا است كه ایشان معتقد است یا كسی توانایی مالی یك صعود را دارد كه آنگاه نیازی به كسی ندارد و نباید گلایه ای هم داشته باشد و یا ندارد كه در آن صورت نباید طلبكارانه دیگران را مورد تهدید قهر كردن قرار دهد.

البته آقای مسچی راست می گوید اگر كسی امكانات داشته باشد یا بتواند تهیه كند بسیار راحت خواهد بود ولی متاسفانه جهان به گونه ای نیست كه همواره برای هركسی هم اسب آماده باشد و هم میدان! بسیاری از هیمالیانوردان مشهور و معروف نیز همیشه یكی از بزرگترین چالشهایشان كه شاید سهمناكتر از خود صعود بوده را همان فراهم كردن منابع مالی صعودهایشان عنوان كرده اند.

ممكن است آقای مسچی یا كس دیگری بلافاصله در اینجا سوال كنند كه وقتی كسی پول و امكانات ندارد چه لزومی دارد كه سنگ بزرگ بردارد مگر قله های بی خطر تر كشورمان قله نیستند؟

كه در این مورد خاص با استناد به نوشته های قبلی آقای مسچی كه همچون بسیاری از هموطنانمان معتقدند كه هیمالیانوردی تخم لقی ست كه غربیان یا خارجی ها در دهان ما ایرانی ها شكسته اند. جای بحث باقیست و اینجانب قول می دهم كه در صورت زنده بودن و نه در زمانی دور طی نوشته مستقلی و با استناد به دیدگاه های صاحب نظران قابل اعتنا دیدگاه شخصی خود را كه شاید با دیدگاه آقای مسچی متضاد باشد را برای نقد و بررسی ارایه دهم.

اما در مورد توانایی های هیمالیانوردی حسین اینجانب معتقدم حال كه ایشان استعداد و انگیزه لازم این كار را دارند چه نیكوست كه مورد حمایت همه ما قرار گیرند. او یكی از قهرمانان ملی ماست و یقین دارم كه سرمایه گذاری برای او و سایر قهرمانان خوب كشورمان اتلاف هزینه نیست بلكه سرمایه گذاری نیكویی است كه مابرای آینده ورزش و آینده جوانان خود انجام می دهیم. اگر خدا ناكرده حسین یا سایر قهرمانانمان ایراد و یا اشتباهی نیز داشته باشند بهتر است كه صادقانه و رودر رو آنها را مطرح كرده و یقین بدانیم كه به نتیجه مطلوب خواهیم رسید.

اینجانب ازطرف خود و نیز به نیابت از حسین از تمامی بزرگواران كه حمایت بی دریغ خود را از ایشان دریغ نكردند صمیمانه تشكر می كنم و امیدوارم كه در آینده نیز از حمایت های خود دریغ نكنند و به دوستان عزیز حسین یا خانواده محترمشان كه شاید از شیوه و روش مورد استفاده آقای مسچی رنجیده باشند اظهار می كنم كه نوشته آقای مسچی را دیدگاه شخصی یك همشهری تلقی كنند كه به یقین از روی حسادت و یا عقده گشایی صورت نگرفته چون ایشان اصلا علاقه ای به هیمالیانوردی ندارند و این باور را هم ندارم كه ایشان خواسته باشند به كسی توهین كرده باشند. همه ما ایرانیان در زمان جنگ مورد تهاجم دشمن بیگانه بودیم. بمباران ها و مشك باران ها خانه های همه مردم ایران را می لرزاند  آژیرها همه ملت را مضطرب می ساخت، شهیدان پاره های تن این مردم بودند كه از وجودشان كنده می شدند و همسران آنان كه شجاعانه بار مسئولیت بازماندگان رابر دوش كشیدند و با چنگ و دندان فرزندان آنان را بزرگ كردند برای همه ما قابل احترامند و به ویژه مادری كه فرزندی چون حسین را پرورش داده كه بارها و بارها با شایستگی پرچم كشورمان را بر فراز بلندترین قله ها به اهتزاز در آورده است.




مطالب مرتبط:

      -      «مسچی!»




نوشته شده توسط:سید حمید صدیقیان

ویرایش:--

صعودهای ورزشی رشته اصلی یا بدلی؟

پنجشنبه 18 اسفند 1390  ساعت: 12:18 ب.ظ

صعودهای ورزشی رشته اصلی یا بدلی؟

پیش از آغاز

پیش از آنکه صعودهای ورزشی در ایران مطرح شود دو بخش از کوهنوردی نوین ایران یعنی صعودهای زمستانه و سنگنوردی طبیعی و دیوارنوردی موجب هیجان انگیزتر و فنی تر شدن صعودهای می شد. شاید برای علاقمندان وبه ویژه جوانان پرکشش ترین و جذاب ترین بخش های کوهنوردی محسوب می شدند. چون در این نوع صعودها بهتر می شد توانایی های خود را محک زد ویا با صعودهای شاخص ویا مسیر گشایی ها احساس مثبت بودن و خودباوری را تجربه کرد. به ویژه پس از ورود مربیان خارجی و یا مسیر گشایی ها بر روی دیوارهای معروف حس هیجان جو و ماجراجویانه علاقمندان کوهنوردی بیش از پیش بر سنگنوردی و دیوارنوردی های طبیعی متمرکز شده بود و برای آنان که با کلاسهای سنگنوردی ویا تمرین بر روی سنگ های کوتاه و بلند مناطق سنگنوردی استانی خود ، ارضاء نمی شدند دیواره های بیستون ، پل خواب و علم کوه و... جذابیت های خاصی داشت.

دیواره بیستون


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:سید حمید صدیقیان

ویرایش:پنجشنبه 18 اسفند 139001:01 ب.ظ

صعود های ورزشی اصل یا حاشیه ؟

شنبه 2 مهر 1390  ساعت: 05:36 ب.ظ

صعود های ورزشی اصل یا حاشیه ؟

عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید

ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

                                                

پیش از شروع مطلب دوست دارم به احترام تمامی کسانیکه باهر فکر و اندیشه صادقانه وعاشقانه برای پیشرفت صعود های ورزشی ایران زحمت کشیده اند ونیز به احترام تمامی قهرمانان خوب سنگنوردی از آغاز تا به امروز ونیز به احترام تمامی علاقه مندان این رشته جذاب ، مفرح و قهرمان پرور ، کلاه از سر بگیرم وبرای زندگان آرزوی سر افرازی وشادکامی وبرای رفته گان درود بیکران بفرستم ویادشان را گرامی بدارم .


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:سید حمید صدیقیان

ویرایش:یکشنبه 3 مهر 139009:56 ق.ظ

تلخ و شیرین گاشربروم

چهارشنبه 19 مرداد 1390  ساعت: 12:57 ب.ظ

نوع مطلب :دل نوشته ها ،

    تلخ وشیرین گاشربروم

     به ندرت تلویزیون تماشا می کنم اما روز چهاردهم مرداد ماه در پایان گفت وگوی تلفنی،خواهرم با فرض اینکه من اخبار ساعت 14 را نگاه می کنم ، با تاثر پرسید که آیا گرسنگی ومصایب آوارگان سومالیایی را می بینم؟ پاسخ دادم نه اما بعداز خداحافظی تلویزیون راروشن کردم وپس از مشاهده آخرین تصاویر فاجعه انسانی در مرزهای سومالی ودر ادامه اخبار ناگهان خبر مسرت بخشی در ارتباط با کوهنوردی بهمراه فیلم کوتاهی از صعود شیب های برفی پخش شد.

    


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:سید حمید صدیقیان

ویرایش:پنجشنبه 20 مرداد 139010:13 ق.ظ

سوگ واره ای برای لیلای تنها تر از مجنون

سه شنبه 4 مرداد 1390  ساعت: 07:06 ب.ظ

نوع مطلب :دل نوشته ها ،

سوگ واره ای برای لیلای تنها تر از مجنون


نمی دانم چه مرگم است و چرا می خواهم در این برهه حساس در مورد " لیلا " بنویسم. آنهم نه از روی تعقل یا تفکر و نه حتی برای آسیب شناسی حادثه . بلکه می خواهم تنها به عنوان یک انسان آنهم از نوع متوسط آن احساسهای لحظه ای خود را که شاید شبیه به یک رویا باشد بر قلم جاری سازم. البته نیک می دانم که ممکن است به احساساتی گری و توجیه کارهای نسنجیده و نامعقول به شیوه داستانسرایی کودکانه متهم شوم. یا اینکه به راحتی در صف کسانی قرار گیرم که از مردگان بت ساخته و بر گرد آنان امامزاده هایی بنا می کنند جهت کسب وجهه یا طرح خود. البته هیچیک برایم مهم نیست تنها می دانم که می خواهم فرصت نوشتن در این لحظه را از دست ندهم. چون تجربه به من آموخته اگر در همین لحظه نتوانم احساسهای خود را بدون هیچ ملاحظه ای بیان کنم به یقین موضع گیری های ریز و درشت و افراط و تفریط های بی حد و مرز نه تنها اراده نوشتن را در من کرخت خواهد کرد بلکه جو سنگین اظهار نظرهای موافق و مخالف بشدت محافظه کارم خواهد ساخت و مجبورم خواهم کرد تا یا ننویسم و یا نوشته ای احتیاط آمیز و مثله برجای گذارم. حال اگر قرار است کسی مورد خنده قرار گیرد چرا ما موجبات خنده دیگران را فراهم نکنیم.


ادامه مطلب


نوشته شده توسط:سید حمید صدیقیان

ویرایش:یکشنبه 9 مرداد 139007:35 ب.ظ

به آرامی آغاز به مردن می کنی

سه شنبه 4 مرداد 1390  ساعت: 02:25 ب.ظ

نوع مطلب :دل نوشته ها ،

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی
اگر کتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش نسپاری
امروز زندگی را آغاز کن
امروز مخاطره کن
امروز کاری کن
و نگذار که به آرامی بمیری
اعضای تیم مستقل کوهنوردی استان زنجان هم اکنون تلاش خود برای صعود یکی از چهارده، هشت هزار متری خوب یعنی قله  ماناسلو  را آغاز کرده اند. اینجانب با شناخت نسبتاً دقیقی که از تک تک اعضای تیم دارم. یقین می دانم که این عزیزان تمامی توان خود را برای صعود خوب انجام خواهد داد تا نماینده شایسته ای برای استان خوبمان زنجان و برای کشور عزیزمان ایران باشند. البته تاکید بر صعود خوب همانگونه که پیش از اعزام از اعضای تیم نیز خواهش کردم. تنها ایستادن روی قله بهر قیمتی نیست. بلکه انجام صعود با انگیزه قوی، با مشارکت خوب و به دور از هر گونه تنش ها و حاشیه هاست.که در این صورت اگر هم قله صعود نشود باز حاصل دست آورد بزرگی خواهد بود. وذره ای از ارزش صعود این عزیزان کاسته نخواهد شد. گرچه اینجانب با دید کارشناسانه و بنا به دلایل مختلف ومنطقی به موفقیت این تیم یقین دارم. با این حال با دیدگاهی که به هنگام بدرقه با حرفهای احساساتی و کودکانه این عزیزان را در منگنه قرار می داد که : حتماً و حتماً با دستان پر برگردید!!! به شدت مخالفم. چون کسی که با مشکلات ارتفاع بالای 7 هزار متر آشناست می داند که تغییر لحظه ای یا ناگهانی هوا چه مشکلاتی را می تواند بر تیم تحمیل کند.
ممکن است کسانی باشند که به سبک وشیوه همیالیا نوردی هیئت کوهنوردی زنجان انتقاد داشته باشند. ممکن است بی رونق بودن استقبال از فراخوان هیئت برای صعود اولین هشت هزار متری زنجان جای آسیب شناسی جدی داشته باشد. ممکن است کوهنوردانی باشند که فکر کنند تلاش برای انجام یک صعود برون مرزی آن هم بر روی قلل 8 هزار متری از طرف هیئت کوششی است برای سرپوش گذاشتن بر روی ضعف های بحران زای بی برنامه گی ، عدم وجود تئوری قوی و استراتژی دقیق وروشن در بسیاری از عرصه های کوهنوردی.
اما بنظر من همه اینها مانع از این نمی شود که نکات مثبت دیده نشود. درست است که همه پتانسیل هیمالیا نوردی استان تنها به این عزیزان خلاصه نمی شود ولی نباید از انصاف گذشت. هرکسی با هر نوع گزینشی اگر می کوشید تا در زنجان تیمی را برای صعود هشت هزار متری ببندد اینجانب یقین دارم که باز نفرات اصلی تیم جز نفرات منتخب می شدند.چون هم تجربه صعود بالای 7 هزار متری را داشتند و هم بسیار پرانگیزه ونیز پرتوان و قوی بودند. البته اینجانب نیز معتقدم که این صعود و حاصل تلاش این عزیزان نباید وسیله ای برای سرکوب استعدادهای دیگر ویا به حاشیه راندن سبک ها وشیوه های دیگر هیمالیانوردی گردد. اما به این امر اعتقاد ندارم که صعودهای برون مرزی لزوماً ؟؟؟ آموزش باشد یا ما برای تقویت آموزش می بایستی این نوع صعودها رابرای مدتی تعطیل کنیم تا به وسیله آموزش هیمالیانورد تولید کنیم . آموزش روندی است که می بایستی ساختارمند ، مداوم و هدفمند وهمیشه و در همه حال صورت گیرد و خروجی های آن غیر قابل ارزشیابی باشد. که در این راستا به یقین خود صعودهای برون مرزی با احتساب دهها اردوی تمرینی و آمادگی خود می تواند تجارب گرانبهایی را بر ذخیره تئوریک و تجربه ای کوهنوردی استان بیفزاید ودر آموزشهای بعدی مورد استفاده قرار گیرد.
اینجانب ضمن اینکه در مورد صعودهای برون مرزی دیدگاه خاص خود را دارم ولی در مورد این صعود به علت وجود نکات مثبت زیاد از تمامی کسانیکه بهر نحوی وبا هر دیدگاهی در تدارک اعزام تیم زحمت کشیدند به ویژه از حمایت های بی دریغ مدیر کل بسیار با ارزش، دلسوز و کارآمد اداره کل تربیت بدنی و معاونان محترمشان صمیمانه تشکر می کنم وبه همراه بسیاری از کوهنوردان هم استانیم از صمیم قلب آرزو دارم که این عزیزان موفق شوند تا پرچم سه رنگ میهن عزیزمان ایران را بر فراز قله  ماناسلو  به احتزاز در بیاورند وسلامت به آغوش گرم خانواده باز گردند.
سید حمید صدیقیان



نوشته شده توسط:سید حمید صدیقیان

ویرایش:--